با سلام خدمت همکلاسی های گرامی

منظور از فرمت این است که مقاله­ی شما باید فونت 13میترا باشد ، تیترهای اصلی فونت 14 میترا باشد وتیترهای فرعی 13میترا باشد.

 ابتدای هر پاراگراف تورفتگی داشته باشد (ابتدا اول هر پاراگراف کلیک کرده وبه قسمت

 Paragraph≥ special ≥ first line

راانتخاب کنید.

تیترهای مقاله به این صورت هدینگ شود:

تیترها رایکی یکی انتخاب کرده وبه هدینگ های بالای صفحه ی مراجعه کنید در پایان به منوی

 . View ≥ document map

را تیک­دار کنیدهدینگ ها درکنار صفحه نمایان می­شود.

 

درضمن همکلاسی های گرامی منظورچهارشنبه مورخ ۲۷/۹/۹۲می باشد.

با سلام خدمت همکلاسی های محترم

استاد آیتی گفتند :مقاله های درس روش تدریس پیشرفته را باهمان فرمتی که در کلاس  اعلام کرده ام تاروز چهارشنبه به ایمیل ایشان ارسال کنیددرغیر اینصورت دیگر پذیرفته نمی شود.

آموزش درکلاسهای چندپایه

تدریس چندپایه

اسامی مختلفی داردازجمله(تدریس نیمه، تدریسکلاس چندسطحی، کلاس مرکب چندبرنامه ای ، تدریس کلاس تلفیقی)

توسعه ی مدارس چندپایه دودلیل عمده دارد:

1)فلسفی:بهبودورشدشناختی واجتماعی دانش آموزان وکاهش رفتارهای ضداجتماعی

2)اداری: کاهش جمعیت دانش آموزی ، نیازهای اداری ومالی، موقعیت جغرافیایی

عوامل موثربرکیفیت کارکلاسهای چندپایه

-انتخاب معلم،اندازه کلاس، تعداددانش آموزانی که مشکلات رفتاری دارند،سطح توانایی دانش آموزومشکلات یادگیری،میزان ادغام دانش آموزان درپایه های مختلف برای برخی فعالیتها،سازماندهی برنامه تحصیلی دویاچندساله،صرف وقت برای رویاروشدن بافشارهاودرخواست هاوالدین.

مشکلات کلاسهای چندپایه

نقصان تجربه، کمبوداطلاعات معلمان، نامناسب بودن فضای آموزشی،کمبودکلاس درسی،کمبوداطلاعات معلمان،نامناسب بودن فضای آموزشی،کمبودتجهیزات و...

چالش های تدریس چندپایه

1)برنامه ی درسی:مواددرسی برای کلاسهای تک پایه تهیه شده است.

2)نگرش:والدین وکارکنان نگرش منفی نسبت به این کلاسهادارند.

3)محیط محلی محروم:والدین تحصیلات چندانی ندارندوازمعلمان حمایت نمی کنندومزیت چندانی درتحصیل نمی بینند.

4)چندمهارتی بودن معلم:برای تدریس بایدمهارت درتدریس پایه های مختلف داشته باشند.

5)سرخوردگی معلم:آماده نبودن برای تدریس دراین کلاسهاوعدم حمایت ازآنها

حمایت ازمعلم درموقعیت های چندپایه

1)حمایت حرفه ای  2)حمایت انسانی ازمدارس کوچک  3)حمایت اقتصادی  4)حمایت اجتماعی

راهبردهای آموزشی درکلاسهای چندپایه(کین)

-آموزش ازطریق همسالان

-گروه های همکاری

-برنامه های آموزشی انفرادی

 

منبع:مقاله های کلاس (مدارس چندپایه ،مسعودصیامی)

 

رویکردهای برنامه ی درسی

رویکردبرنامه ی درسی ،دیدگاه ونگرش مارانسبت به مدرسه وجامعه منعکس می کند.یعنی اگردراین مورد این نگرش ها احساس قوی وشدید داشته باشیم می تواندبه صورت یک دیدگاه فراگیردرآید.

رویکردهای برنامه ی درسی می تواندازدیدگاه فنی وغیرفنی یاعلمی وغیرعلمی نگریسته شود.

رویکردهای فنی وعلمی: بانظریه هاوالگوهای تعلیم وتربیت سنتی منطبق است .

رویکردغیرفنی وغیرعلمی: به عنوان بخشی از فلسفه وسیاست های تعلیم وتربیت پیشتازبه وجودآمده است وباشیوه های آموزشی تثبیت شده درچالش اند.

رویکردرفتاری

قدیمی ترین وعمده ترین رویکرد برنامه ی درسی وازمکتب دانشگاه شیکاگوریشه گرفته است.

رویکردی وسیله –هدف ، منطقی تجویزی، وبراصول علمی وفنی تاکیددارد.ومعمولابرمبنای یک طرح کلی یاسنداهداف غایی تصریح ومشخص می شوند.

چارچوب مرجعی برای سایررویکردهاست.

نام هایی که به این رویکرد اطلاق می شود شامل: اثبات گرایی منطقی، تجربه گرایی مفهومی، تجربه گرایی فلسفی منطقی علمی وفن مدار است ونشان می دهد که این رویکرد با اصولی برای نظریه پردازان وکارورزان هردوسروکاردارد.

رویکرد رفتاری بااندیشه ی کارایی وتحت تاثیرتجارت وصنعت ونظریات مدیریت علمی تایلرآغازشد.

کارکرد کارایی مدارس که گاهی ازسوی منتقدان ( تئوری ماشینی ) خوانده می شود.

بعد ریموندکالاهان این ایده راآیین کارایی نامید.که هدف آن علمی کردن مدارس بودوبرنامه ی درسی وتبدیل یاددهی یادگیری به رفتارهای دقیق بعدازاوبابیت کتابی با عنوان (چگونه برنامه ی درسی تهیه کنیم ) راجهت انطباق وسازگارنمودن با نیازهای ازپیش تعیین شده ی دانش آموزان مطرح کرد.

بعد تایلررفتارگرایی رابا توجه به نفوذثرندایک باپیشرفت گرایی وتحت تاثیردیویی بانهضت علمی طرح برنامه ی درسی تلفیق کرد.

اکنون عده ی قلیلی ازرفتارگرایان محض درسنامه ی برنامه ی درسی تالیف می کنند.نویسندگان رفتاری اکنون به تهیه ی طرح های کلی برای تهیه ی برنامه ی درسی متکی هستندوبرنامه ریزی رافعالیتی زنجیره ای ومتوالی درنظر میگیرند.

رویکردمدیریتی

مدرسه رابه عنوان یک نظام اجتماعی درنظرمی گیردویادآورنظریه ی سازمانی است.

مدافعان این رویکرد به تغییرونوآوری علاقه مندهستندومتخصص برنامه ی درسی رابه عنوان کارورز درنظرمی گیرد .

رویکرد مدیریتی ازالگوهای آموزشی وسازمانی واجرائی اوایل سالهای 1900ریشه گرفته است.

این همان عصری است که طرح های گوناگون نواحی آموزشی توسط مدیران درتلاش برای تغییرافقی وعمودی مدارس ارائه شد.

سرپرستان ودستیاران دررهبری برنامه ی درسی دخالت زیادی داشتندوازیک ناحیه به ناحیه ی دیگرمی رفتند.

مفهوم مدیر به عنوان رهبروهدایت کننده ی برنامه ی درسی باب شد ومدرسه ی میدوست رشته ی برنامه ی درسی وآموزشی راتحت تسلط درآورد.

این مدیران بیشتردل نگران سازمان واجرابودند تامحتوا.

رویکردسیستمی

این رویکرد که گاهی به آن (مهندسی برنامه ی درسی ) گفته می شودشامل فرایندهایی است که برنامه ی درسی را به وسیله ی مهندسانی ازقبیل سرپرستان هماهنگ کنندگان ومدیران مدارس همراه بامراحل وساختارها وبرنامه ی واحدها الزام آورمی ساخت.

درنگرش مبتنی برنظام ها دربرنامه ی درسی بخش های کل ناحیه ی آموزشی یامدرسه ازلحاظ بسته بودن وتاثیری که بریکدیگردارندبه طوردقیق مورد بررسی قرارمی گیرند.

یک کاربردویژه آن توسط موسسه ی رند تدوین شد.

یکی دیگرازشناخته ترین رویکردها تکنیک ارزش سنجی است.

بیوجامپ نخستین نظریه ی سیستم های برنامه ی درسی راتوصیف کرداوتئوری تعلیم وتربیت رابه 5تئوری تقسیم کرد:

1)مدیریت  2)مشاوره  3) برنامه ی درسی  4) آموزش   5) ارزش سنجی

متخصصان برنامه ی درسی که به رویکردسیستم هابها می دهند درمورد برنامه ی درسی یک نگرش کلی قائل هستندوبامواردومسائل برنامه ی درسی که به کل آموزش یانظام آموزش مربوط است سروکاردارند.

رویکرد علمی

این رویکردبه عنوان رویکرد(سنتی، دایره المعارفی، کل نگر، عقلانی یادانش محور) نامیده می شود سعی می کند موقعیت های اصلی گرایش ها ومفاهیم برنامه ی درسی راتجزیه وتحلیل وترکیب نماید این رویکرد تمایل به تاریخی وفلسفی بودن دارد وبه میزان کمی دارای ماهیت اجتماعی است.

این رویکرد ازآثارفلسفی دیویی ، هنری موریسون، وبویدبدنشات گرفته است وبین سالهای 1950تا1930 درآثاردانشمندان توضیح داده شده است.

درسالهای 1950توجه اصلی به برنامه ی درسی برساختاررشته وروشهای کیفی متمرکز شد وجذابیت ووجهه ی خودرا ازدست داد.

رویکرد انسان گرایی

این رویکردعقیده دارد رویکردهای قبلی خیلی فنی مداروانعطاف ناپذیرند.

این رویکرد ریشه درفلسفه پیشرو ومترقی وجریان کودک محوری دارد.اینها پیشبردتدریس رامبتنی بررشد وکنجکاوی طبیعی کودک بنانهادند.

این رویکرد برای دانش آموزان طبقه ی متوسط وطبقه ی بالاترازمتوسط ودانش آموزان ممتاز هدایت گربود.سایرتئوری های تحولی وتکاملی (اریکسون ومازلو) وروشهای کودک مدار(فروبل ، پستالوزی ونیل ) ازشیوه های انسان گرایی مشتق شد.

به برنامه ی رسمی وغیررسمی توجه دارند نه تنها به شناخت بلکه تمام شخصیت کودک راموردتوجه قرارمی دهند.وبه موسیقی ف هنر، ادبیات ، آموزش ، بهداشت وعلوم انسانی به اندازه ی ریاضی اهمیت قائل هستند.

غالبا نظردانش آموزرادرتدوین برنامه ی درسی مورد توجه قرارمی دهند ورویکردی ازپایین به بالا دارند.

رویکردنومفهوم گرایان

فاقدالگومی باشند وکارخودرابرمسائل بزرگتر ایدئولوژی واخلاقی تعلیم وتربیت ونهادها یاقتصادی ، سیاسی ، واجتماعی متمرکز میکنندومعتقدندهدف برنامه ی درسی باید رهایی بخش باشد به جای آنکه کنترل کننده ی نظام موجودباشد.

نگرش آنها به برنامه ی درسی ذهنی ، سیاسی وایدئولوژیکی است وبرای پاسخ نه به علوم ونه به روشهای تجربی اتکا نمی کنند.

يادگيري خودراهبر

فرایندی است که درآن یادگیرندگان مسئولیت برنامه ریزی اجراوارزشیابی یادگیری خود رابرعهده دارندوازآنان انتظارمی رود که به طورمستقل به منظورنیل به اهداف یادگیری ازقبل تعیین شده کاروفعالیت کنند.

مفهوم يادگيري خودراهبر در بافت هاي كاملا متفاوتي استفاده شده و به ويژه براي آموزش بزرگسالان از اهميت بيشتري برخوردار است . خودراهبري به عمل كردن براساس نظر و فرمان خود و حركت به سمت اهداف شخصي اشاره دارد .طبق نظر برکت ، یادگیری تحت عنوان مشارکت در فعالیت های یادگیری تعریف می شود که در آن فرد دارای مسئولیت شخصی برای توسعه و انجام امور یادگیری خود به یک روش مستقل و یدون تحریک شدن یا هدایت توسط افراد دیکر است .  تشويق به يادگيري خودراهبر مورد انتقاد بوده است . چون ممكن است به شكل فريبنده اي اين طور به نظر برسد كه يادگيري خودراهبر يك كار كاملا فردي و بدون هيچگونه تاثير يا محدوديت از طرف موقعيت اجتماعي ، اقتصادي و سياسي فرد مي باشد . بنابراين بايد توجه كرد كه خودراهبري نيازمند كسب مهارت مربوطه و همچنين ارتباط با موقعيتي كه خودراهبري در آن صورت مي گيرد ، است . يادگيري خودراهبر به عنوان يك فرايند چندبعدي دربرگيرنده بخش هاي زمينه اي ، رفتاري ، عاطفي و شناختي مي باشد.

ویژگی های افرادخودراهبر

-خودکنترلی

-خودمدیریتی

-انگیزه واشتیاق به یادگیری

-حل مسئله به منظورنیل به بهترین نتایج یادگیری

مولفه های موثردرونی یادگیرندگان برای ارتقای یادگیری خودراهبر

1)انگیزش فراوان

2)جهت گیری هدف

3)خودکارآمدی

4)منبع کنترل

5)خودتنظیمی

6)علایق،نگرشهاوتلاشهادرجهت انجام یک تکلیف یانیل به یک هدف

عوامل تاثیرگذاربرافرادخودراهبر

درونی:سبک یادگیری ،ویژگی های شخصیتی،انگیزش وآمادگی برای پذیرش مسئولیت

بیرونی:نهادهای آموزشی

یادگیری خودراهبرتحت عناوین مختلفی موردبررسی قرارگرفته است:

-یادگیری خودراهبربه عنوان روند:نوعی مطالعه است که محصلان مسئولیت اصلی برنامه ریزی،اجراوارزیابی رابرعهده دارند.

-یادگیری خودراهبربه عنوان فرایند: هدف پرورشی فراگیران متکی به خودوهمواره فعال ودرحال تکاپوست.

منبع:آموزشهای منتهی به یادگیری خودراهبر،شرف الدین منصوری قزلحصار

یادگیری خودراهبر،مهدیه سقایی

یادگیری مادام العمر

تعریف(دمیرل):آرزوی مداوم یادگیری وپذیرفتن مسئولیت فردی است دراین یادگیری فردزندگی ،رفتاروافکارش راازنوبازبینی می کند.

سه محورعمده ی یادگیری مادام العمر:

1)کل نظام آموزشی درپذیرش فراگیرمادام العمرتمرکزکند.

2)علاوه برنظام آموزشی،سازمانهاوموسسات آموزشی به فرایندیادگیری مادامالعمرنیازدارند.

3)اشخاص دراین شرایط مدیریت یادگیری رابرعهده دارند.

یادگیری مادام‌العمر که با عنوان‌های دیگری مانند یادگیری مستمر، یادگیری مداوم، یادگیری در دوران زندگی نیز آورده شده است، یک مفهوم هنجاری نیست، بلکه یک اصل سازمان‌یافته چندبعدی است که جنبه عمودی آن شامل طی فرآیند یادگیری از تولد تا مرگ است و جنبه افقی آن که کل گستره زندگی فردی و اجتماعی را در بر می‌گیرد، بر زمینه‌های متفاوت یادگیری شامل خانواده، اجتماع، مدرسه و محل کار متمرکز می‌شود. این نوع از یادگیری به جای تمرکز روی یادگیری یکنواخت در یک برهه از زندگی و استفاده از آن در بقیه عمر، ناگزیر از پراکنده‌سازی تمامی حواس و امکانات یادگیری در سرتاسر عمر است تا فرد بتواند متناسب با تغییرات روزمره زندگی و همراه با آنها، امکانات معیشتی خود را در این تطابق‌یابی جدید به بهترین وجه میسر سازد. در واقع، یادگیری مادام‌العمر اصل اساسی سازماندهی برای مشارکت در پیشبرد یادگیری رسمی، آزاد و غیر رسمی است. این نوع از یادگیری برای سه مرحله از زندگی با سه هدف متفاوت متمرکز است: 1- توسعه فرهنگی: وابسته به فهم، مالکیت فکری و مفهوم‌سازی 2- توسعه اجتماعی وابسته به شهروندی و مشارکت اجتماعی 3- توسعه حرفه‌ای و اشتغال‌پذیری وابسته به تولید، رضایت شغلی، رفاه مالی و پایداری اقتصادی.
یکی از ابزارهای مهم یادگیری مادام‌العمر که امروزه بر توسعه و کاربرد آن تاکید فراوان می‌شود، استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات (
ICT) در فرآیند یادگیری است. فناوری ارتباطات و اطلاعات این فرصت را در اختیار مردم قرار می‌دهد تا بتوانند از طریق تعامل و شبکه‌سازی، علاوه بر افزایش دانش و اطلاعات خود، به تولید درآمد و شرکت در برنامه‌های اجتماعی بپردازند. با این وجود، الزامات فنی و پیشرفته این فناوری باعث شده است که بسیاری از مردم قادر به دسترسی به این نوع فناوری نباشند. از این رو یونسکو تمام تلاش خود را به‌کار گرفته است تا از طریق تشویق کشورها به تدوین و اجرای سیاست‌های مناسب برای گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات در سطح ملی، دسترسی مردم به این مبنع اطلاعاتی را در سطح جهان گسترش بخشد. مرکز تخصصی یونسکو که به یادگیری مادام‌العمر می‌پردازد، موسسه یادگیری مادام‌العمر یونسکو (UIL) در آلمان است که در جهت توسعه، ترویج و انتقال بهترین تجارب در زمینه یادگیری مادام‌العمر در سطح جهان فعالیت می کند.                منبع :یادگیری مادام العمر،پریسادستجردی ووبلاگ

                        

آینده پژوهی

باآآینده پژوهی وشناخت ویّژگی های محیط درآینده،ساختارهای مناسب برای ادامه ی فعالیت سازمان آموزش وپرورش کشورتعیین می گردددستیابی به کارایی درآموزش وپرورش مستلزم رویکردبه تغییر واعمال تغییرات مناسب باشرایط آینده است .دراین میان آموزش وپرورش کشور درمواجهه باتغییرات ،بیازمندتحولاتی درساختار،قوانین ومقررات ،روشهاوآئین نامه ها شیوه نامه های اجرائی ومحتوای مطالب آموزشی است.

ضرورت آینده پژوهی درآموزش وپرورش ایران

آینده پژوهی درآ.پ به دلیل ارتباط آن بانسل درحال تربیت جامعه وتاثیرکارکرد آن برکارایی سازمانها ومرجعیت آن درتامین نیروی متخصص ومتعهداهمیت دارد.

نیازسنجی آموزشی وتربیتی جامعه وانعکاس آن به میزان عالی ازکارویژه ی مطالعات آینده است علاوه براین برخی ازضرورت های آینده پژوهی رامی توان درمواردزیردسته بندی کرد:

-آماده شدن خودودیگران دربرابرآینده

-درک زودهنگام خطرات وهشدارها

-کسب موفقیت وبرتری دررقابت ها

-سازگاری باتغییرات

-کسب موقعیت درقالب روندها ومسیرتغییرات

-کسب ایده درباره ی برنامه ی درسیوسرمایه گذاری برای منافع موجود

اهداف آینده پژوهی در آموزش و پرورش

1)تعریف آینده های مطلوب آموزشی

2)ارائه ی تصویری از وضعیت آینده ی فناوری وتأثیر آن بر فعالیت های آموزشی

3)برآوردن وکشف موقعیت جدید ناشی از تغییرات

4)فرضیه سازی برای بهره برداری از فرصت های در حال ظهوردر سطح آ.پ کشور

5)پیش بینی آسیب های فرهنگی و آموزشی ناشی از شرایط نوین

6)ایجاد انعطافدر ساختبر و مأموریت ها با هدف کنترل آسیب های آینده

7)بازبینی راهبردها و اهداف سازمانی آ.پ

8)اتخاذ موضع فعال مسئولان و تصمیم گیران آموزش و پرورش در مواجهه با شرایط آینده

برای آنکه دید وسیعی نسبت به آینده داشته باشیم (آینده نگری)باید آن رابشناسیم (آینده شناسی)و برای شناخت آن باید درباره ی آن مطالعه وتحقیق کنیم(آینده پژوهی) به عبارت دیگر لازمه ی آینده نگری ، آینده شناسی و آینده شناسی مستلزم آینده پژوهی است. تلاش برلی بررسی آینده بایستی نظام مند باشدتا تحت عنوان آینده پژوهی قرار گیرد.

(منبع، آموزگار مقطع ابتدایی اسلامشهر، درروزنامه ی سیاست روز، دوشنبه 14 فروردین 91، شماره ی 3035 )

رویکردهای آینده پژوهی

1)آینده پژوهی اکتشافی:باتوجه به روندهای فعلی آینده می تواندچگونه باشد؟نقطه ی عزیمت زمان حال است.

2)آینده پژوهی هنجاری:باتوجه به اصول هنجارها وارزشهاآینده چگونه بایدباشد؟نقطه ی عزیمت آینده است.

محورهای اصلی آینده پژوهی پرداختن به آینده ی پرابهام وتلاش درراستای ساخت آن است آینده پژوهی به عنوان رشته ای فرارشته ایبرای نیل به این هدف خطیر همچون سایرعلوم نیازمندابزاروادوات خاصی است  این دانش نوروش خود راازسایرعلوم باقدمت بیشترگرفته است.روشهای آینده پژوهی به دنبال به حداقل رساندن عدم اطمینان هاست.

منبع:اصول وروشهای آینده پژوهی ،امیرهوشنگ حیدری(سایت نورمگز)

 

 

 

 

 

 

 

 

تغییرونظریه های تغییر

تغییربرنامه ی درسی ممکن است به عنوان هرنوع تغییردرابعادیادشده وبرنامه ی درسی تعریف شود.همه ی مراجع علمی تغییرراچیزی نویاجدیدبرای افراد که ازآن تاثیرمی پذیرندتغییررانمی توان تازگی ذاتی دانست ,چراکه تازگی ذاتی اختراع نامیده می شود.

مفاهیمی که دررابطه باتغییربه دو دسته تقسیم می شود:

1)مفاهیمی که به ماهیت تغییرمربوط است که شامل(تغییر،نوآوری،اصلاح،جنبش)

2)مفاهیمی که به فرایندیامراحل تغییرمربوط است که شامل(تدوین،نشر،ترویج ،انتشار)

هرچنداصطلاح تغییربرنامه ی درسی گهگاه به منظوراشاره به تغییرات ویژه به کارمی رود امابرای اشاره به تغییردربرنامه ی درسی خاص واژه ی نوآوری استفاده می شودبه طورمثال نوآوری شامل یک برنامه ی جدیددردرس خواندن

بیشترمحققان،فرایندتغییربرنامه ی درسی رادرسه مرحله ی کلی توصیف می کنندَشامل:آغاز،کاربست،ارزیابی

آغاز(تدوین،پخش،انتشار،طراحی)

کاربست(اجرا)

ارزیابی(نهادینه کردن)

فولن چهره ای است که صاحب مکتب ودیدگاه خاصی درباره ی فرایندتغییرواجراست.درارتباط باویژیگی های تغیییربرنامه ی درسی واجراچهارعامل مهم است نیازوقابلیت انطباق,وضوح پیچیدگی،کیفیت وقابلیت اجرایی موادآموزشی

منبع:مقاله ی تغییربرنامه ی درسی(احمدرضانصراصفهانی)ازکتاب برنامه ی درسی نظرگاههاورویکردها (محمودمهرمحمدیوهمکاران)

 

آموزش برای همه

آموزش وپرورش برای همه دروهله ی اول بدین معناست که همه ی مردم جهان امکان بهره گیری ازخدمات آموزشی راداشته باشند.اهمیت واولویت تعمیم آموزش ابتدایی ومبارزه بابی سوادی هم ازهمان نکته ناشی است .جذب خردسالان ونوجوانان درمدرسه بای دبااقداماتی درجهت فراهم آوردن امکان آموزش مداوم برای آنهاوتکمیل آموزش وبازآموزیهای حرفه ای بزرگسالان همراه باشد.این آموزشهابایددرکلیه ی مراحل زندگی ادامه داشته باشد وبه بزرگسالان امکان دهدتادرطول عمرشناختهاومهارتهای خودرادرکلیه ی زمینه ها غنی ترسازنددرارائه ی آموزشهای نوع اخیرتوجه ویژه به افرادسنین بالا معلولین وزحمت کشان محروم به عنوان یک ضرورت مطرح است .یونسکوبرابرآنچه که درمنشورتشکیلاتی این سازمان آمده است درراه تحقق تدریجی اندیشه ی بهره گیری مساوی همگان ازخدمات آموزشی کوشش داردبه ویژه مفتخراست که درسطح جهانی شیوه های گوناگونی رادرزمینه ی رسیدن به آموزش همگانی ارائه داده است .درکلیه ی تلاشهای تربیتی یونسکواصل دموکراتیزه کردن آموزش وپرورش به عنوان یک دیدگاه مشترک مطرح است ودرقالب دومین طرح میان مدت که سالهای ۱۹۸۹-۱۹۸۴رادربرمی گیرددراین خصوص برنامه ی همگانی تدوین شده است.

چهارچوب عمل داکارمی گویدکه قلب آموزش برای همه درسطح کشوری قرارداردودرضمن تاکیدمی کندکه هیچ کشوری اگربه راستی نسبت به آموزش برای همه متعهداست نبایددرتحقق بخشیدن به این هدف به دلیل فقدان منابع بامشکل روبه روشود.

منابع:آموزش وپرورش برای همه ُاحمدمختارپور(مدیرکل یونسکو)نورمگز

کارگاه موضوعی آموزش برای همهُدکترحمیدسپهر(سایت نورمگز)